جوان و ازدواج
از مهمترین دغدغههاى دوران جوانى، مسئله ازدواج است. هر جامعه که امر ازدواج جوانها را به خوبى و سادگى حل نموده، کمتر دچار انحرافات است. و هر جامعهاى که نسبت به این امر بىتفاوت بوده، ضربههاى سختى از ناحیه انحرافات جنسى جوانان خورده است، به همین سبب، پیامبراکرم(ص) و امام معصوم(ع) طرحها و راهکارهاى مفیدى براى این مسئله اندیشیدهاند.
پیامبراکرم(ص) فرمودهاند: «هر جوانى که در سنّ کم ازدواج کند، شیطان فریاد بر مىآورد که «واى بر من! واى بر من! دو سوّم دینش را از دستبرد من مصون نگه داشت.» پس بنده در یک سوّم باقى مانده، تقواى الهى پیشه سازد.»(۱۳)
حضرت صادق(ع) نیز بر این امر به عنوان یک راهکار مهم تأکید دارند، آنجا که مىفرمایند: «جوانى از انصار به نزد پیامبر(ص) آمد و از نیازمندىاش نزد ایشان شکوه کرد. پیامبر(ص) به وى فرمود:«ازدواج کن!»
جوان گفت: خجالت مىکشم بار دیگر نزد پیامبر(ص) باز گردم (و بگویم که با دست خالى چگونه ازدواج کنم؟!) آن گاه مردى از انصار به وى رسید و گفت: دخترى زیبا دارم. پس آن را به ازدواج آن جوان درآورد. از آن به بعد، خداوند در زندگى او گشایشى ایجاد کرد. جوان نزد پیامبر آمد و داستان را باز گفت. آنگاه پیامبر خدا(ص) فرمود: اى جوانان! بر شما باد به ازدواج.»(۱۴)
این دسته از احادیث، این حقیقت را ثابت مىکند که در ازدواج، داشتن تمکّن مالى شرط نیست، بلکه حتى ممکن است ازدواج سبب تمکّن مالى نیز شود.
زمینهگاه در جوانى
راز اینکه امامان ما این همه بر امر ازدواج تأکید داشتهاند، این است که با توجه به اینکه شهوت جنسى در دوران جونى در اوج خود قرار دارد، زمینه گناهان ناشى از آن بیشتر است و با عدم ازدواج، احتمال آلودگى به گناهان بیشتر است.
امام صادق(ع) فرمودهاند: «وقتى یوسف با همسر سابق عزیز(مصر) ازدواج کرد، او را باکره یافت. به وى گفت: چه چیزى تو را بر آن کار (زشت که قبلاً نسبت به من کردى) واداشت؟
گفت: سه خصلت: جوانى، ثروت و اینکه همسر نداشتم.(یعنى پادشاه ناتوانى جنسى داشت)(۱۵) این حدیث نشان مىدهد که یکى از عوامل انحرافات جنسى، عدم ارضاء صحیح میل جنسى در دوران جوانى است.
حضرت صادق(ع) در جاى دیگر فرمودهاند: «روز قیامت، زنى زیبا آورده مىشود که به خاطر زیبایىاش فریب خورده است. زن مىگوید: خدایا! مرا زیبا آفریدى و گرفتار شدم. مریم آورده مىشود و گفته مىشود تو زیباترى یا این؟او را زیبا قرار دادیم و فریفته نشد. و نیز مرد(جوان و) زیبایى آورده شود که به خاطر زیبایىاش (در دوران جوانى) فریفته شده است و مىگوید:پروردگارا! مرا زیبا آفریدى و چنین گرفتار زنان شدم. در این هنگام یوسف(ع) آورده مىشود و به وى گفته مىشود: تو زیباترى یا این؟ او را زیبا قرار دادیم و فریفته نشد.»
